دستهای آب نباتی !!
اینم از یه شیرین کاری جدید ....
دردونه ونازدونه فسقلی ما ! دست های کپلی خوشگلشون رو مثل آب نبات می خورن ...
خوشمزه اس ؟ 

نوش جان ...

فرشته های ما عاشق این هستن که باهاشون حرف بزنیم ، اونموقع هیجانی می شن و علاوه بر دست و پا زدن با انرژی زیاد، با صداهای بامزه جواب حرفمونو می دن و یه سخنرانی درست و حسابی راه می اندازن که حظ و شیرینی و قربون و صدقه و هزار تا ماچ از سر تا پاشونو رو نصیب مامان و بابا می کنن .
از خنده های بی دندونشونم که اصلاً نمی تونم تعریف کنم که یه دنیا کیف پشت سرشه ...
و دیگه اینکه نژلا خانم ما از خواهر کوچولوش جلو زد و هنگام دمر بودن گردنشو می گیره بالا و یه دل سیر اطراف رو تماشا می کنه ... قربون جیگر خوشگلم برم .... ![]()
نیلا بلاچه بجنب که عقب نمونی ....
اینم عکس روز تولد چهار ماهگیتون ... البته با تاخیر زیاد ....

حالا موقع خواب فرشته هاس ... اونم با ژست ....
نیلا بلاچه توی خوابه ....

نژلا جوجو توی شهر فرشته ها ...

جوجوک های ما هر روز شیرین تر می شن مثل عسل ، شیرینی که توصیفش فقط برای پدر و مادرها قابل درک است و بس ،
شیرینی که کلمات در مقابل عظمت و احساس جاری در لحظاتش، زانوی حقارت می زنه ...
کم توان از ترسیم دنیای زیبایی که در ثانیه های آن نفس می کشیم ، بسنده می کنیم به اشارتی کوچک به آگاهان ... که خود بسیار چشیده اند از این دریای شادی .... و هم زمزمه می شویم با یکدیگر که چون کنیم شکر بزرگیت ...
خدایا دست مریزاد ....


دستهای آب نباتی !! 

بهاره و اشکان